محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
313
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و آنان را براى رهانيدن مسلمانان از يوغ ستم حكام خود فراخواندند . درعه و سجلماسه در اين ايام تحت فرمان بنى وانودين از زعماى مغراوه بودند و اميرشان مسعود بن وانودين نام داشت . عبد اللّه بن ياسين شيوخ مرابطون را گردآورد و با آنان مشورت نمود . آنان به وجوب قبول دعوت و حركت براى يارى مردم آن دو شهر رأى دادند . در سال 445 ه مرابطون سوار بر اسبهاى خود با گروهى بزرگ از پيروان خويش به سردارى عبد اللّه بن ياسين و يحيى اللمتونى در حركت آمدند . نخست آهنگ درعه كردند و عامل آنجا را از شهر راندند و بر آن مستولى شدند . همچنين از ربضهاى شهر به پنجاه هزار شتر از اموال مسعود امير آنجا دست يافتند . مسعود بن وانودين براى دفع جنگجويان قيام كرد و ميان دو گروه نبردى سخت درگرفت . مسعود در اين نبرد كشته شد و بيشتر لشكريانش به هلاكت رسيدند و مرابطون بر لشكرگاهش دست يافتند . پس عازم سجلماسه شدند . سجلماسه را تصرف كردند و هركه را از سپاهيان مغراوه در آنجا يافتند كشتند . عبد اللّه بن ياسين فرمان داد هرچه منكرات بود نابود ساختند و باجهاى جائرانه را برافگندند و خمسها را ميان مرابطون و فقهاى دو شهر تقسيم كردند و احكام دين را مجرى داشتند . آنگاه يكى از لمتونيان را امارت سجلماسه داد . و اين نخستين فتح مرابطون در بلاد مغرب بود . « 10 » در سال 447 ه امير يحيى بن عمر اللمتونى بمرد و عبد اللّه بن ياسين برادرش ابو بكر بن عمر را به جاى او به فرماندهى برگزيد . اكنون براى فتح مغرب گام دوم برداشته مىشد و آن غزو بلاد سوس بود . در ماه ربيع الثانى سال 448 ه مرابطون به سوى جنوب غربى سرزمين مغرب به عزم بلاد سوس لشكر به جنبش آوردند . امير ابو بكر مقدمهء سپاه خود را به سردارى پسر عمش يوسف بن تاشفين اللمتونى روانه داشت و اين اولين بار است كه از يوسف بن تاشفين كه بعدها پادشاه بزرگ مرابطون شد خبر مىشنويم . اين سپاه از بلاد جزوله آغاز كرد ؛ سپس ماسه را فتح نمود ؛ آنگاه به شهر تارودنت مركز بلاد سوس راند و آنجا را بگشود . در تارودنت طايفهاى از شيعيان بودند كه به نام مؤسس آيينشان على بن عبد اللّه البجلى ، بجليه خوانده مىشدند . اينان در ايام عبد اللّه الشيعى - اواخر قرن سوم هجرى - به آنجا آمده و مذهب خويش رواج
--> ( 10 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 6 / ص 183 . ابن ابى زرع تاريخ اين غزوه را سال 447 ه نوشته است ( روض القرطاس ، ص 81 ) . نيز رجوع كنيد به السلاوى در الاستقصاء ، ج 1 / ص 102 .